السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

276

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كسى را داناتر از محمّدبن‌جرير نمىشناسم . و امّا حاكم هم پيشواى بلامنازع است كه ذهبى درباره‌اش گويد : محدّث ، حافظ بزرگ ، امام محدّثان . خليل‌بن‌عبداللَّه نيز گويد : او ثقه‌اى است كه نوشتارهايش نزديك به پانصد كتاب رسيده است . گويم : با اين همه ابن‌جوزى در نزد اين دو امام چه جايگاهى دارد ؟ و در برابر طبقه و حفظ و دقّت آن دو كجاست ؟ او كسى است كه حافظ ذهبى - به نقل از موقانى - درباره‌اش گويد : ابن‌جوزى در نوشته‌هايش بسيار اشتباه كار بود سپس ذهبى گويد : گويم : آرى او غلطهاى بسيار در نوشتارهايش دارد و بر او به خاطر شتابى كه در تاليف داشت ، انتقاد وارد مىشود . گويم : سخن حافظ علايى راشنيدى كه گفت : علّت سرزنش‌آميزى براى اين حديث نيست جزاينكه بى هيچ دليلى ادّعاى ساختگى بودن آن راكرده‌اند . ذهبى درباره‌ى علايى مىگويد : اوخواند وسود بخشيد وبرگزيد و در رجال و علّت‌ها دقّت كرد و در اين زمينه همراه با سلامت ذهن و سرعت فهم پيشى گرفت . تمام شد . اين سخن ذهبى است كه هم‌زمان با او و از هم‌رديفانش مىباشد . و ديگرانى كه پس از دوران او مىباشند ، بيش از اين‌ها او را ستوده‌اند . پس بطلان ادّعاى « ساختگى بودن » و درستى قول به صحّت براى تو آشكار شد ؛ همان‌گونه كه سيوطى آن را برگزيد ؛ در حالى كه گفته‌ى حاكم و ابن‌جرير نيز همين است . » و در كتاب « الروضة الندية » هم‌چنين آمده است : « و كفاه كونه للمصطفى * ثانياً ؛ فى كلّ ذكرٍ و صفيّاً » و او را بس كه شخص دوم‌براى مصطفى در هر ذكر و برگزيده‌ى خداوند باشد . » گفته‌اش : و او را بسنده است ، يعنى اين شرافت وافتخار براى او بسنده است كه شخص دوم و تالى براى ذكر حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، و اينكه او برگزيده خداوند و پيامبرش است ، همان‌گونه كه در گرامىداشت او پيشتر آمد ، و اين بيت اشاره به اين دارد كه خداوند وصى عليه السلام را اين‌گونه مخصوص گردانيد كه نام شريفش را بر زبان جهانيان از كودك و مكلّف و آزاد و بنده و مرد و زن القاء كرد . هرگاه مردم